السيد موسى الشبيري الزنجاني
5707
كتاب النكاح ( فارسى )
اهل علم وقتى كلمه شيخ گفته مىشود شيخ طوسى يا شيخ انصارى به ذهن مىآيد و نمىتوان آن را بر مرحوم حاج أبو القاسم قمى حمل كرد و لو زمانى در قم به ايشان شيخ اطلاق مىشده است . لذا فقط خلق بايد به همان معناى ظاهرش كه سجيّه است حمل شود و در نتيجه همانطور كه شهيد ثانى فرموده ، بايد روايت را بر بيان شرط كمال حمل كنيم نه شرط صحت . 5 - نظر استاد مد ظله پيرامون استدلال به روايت : به نظر ما جواب اصلى ، مطلب ديگرى است كه آقايان عنوان نكردهاند و آن اينكه به چه دليل ، امر به تزويج در روايت « ترضون خلقه و دينه » قرار داده شده است . در مورد مفهوم جمله شرطيه هم اگر بحثى هست راجع به اين جمله لو خلّى و طبعها است اما در مثل اينجا كه در مقام بيان وظيفه فعلى است جمله شرطيه بدون ترديد مفهوم دارد نظير اينكه از حضرت مىپرسند : « ما الذي لا ينجسه شيء ؟ » و حضرت پاسخ مىدهد : « الكر » . لذا اين آقايان قبول كردهاند كه على القاعده اين روايت مفهوم دارد منتهى از جهت ديگرى اشكال كردهاند و گفتهاند چون خلق به دين ضميمه شده ، روايت ظهورش را از دست مىدهد ولى به نظر ما از منطوق روايت ترخيص استفاده نمىشود ، بلكه افاده بعث و ترغيب مىكند و ذيلش هم مىگويد اگر اين كار را نكنيد فتنه و عذاب اليم در انتظارتان خواهد بود . لذا معناى روايت اين مىشود كه تزويج زمانى مورد بعث و ترغيب است كه داراى دو شرط مذكور ( خلق و دين ) باشد و الّا ترغيبى نسبت به ازدواج نيست اما اينكه اگر بعضى از اين خصوصيات نباشد ازدواج باطل مىشود چنين چيزى از روايت استفاده نمىشود . خود شهيد ثانى هم در مورد بعضى از روايات ديگر اين مطلب را گفته كه در مقام ترخيص نيستند ، اما نسبت به اين روايت اين را نفرموده و گويا ترخيصى بودن را مسلم گرفته است . و به علاوه اين كه آقايان گفتهاند : خلق مسلماً در صحت عقد دخالت ندارد در